|
گزارش سال دو هزار و چهار
گزارشگران بدون مرز همزمان با روز مطبوعات منتشر شد
جمهوری اسلامی يکی
از ده کشور اول سرکوب کننده آزادی مطبوعات است
• در ميان
صد و شصت و هفت کشور رده بندی سال گذشته ی گزارشگران بدون
مرز از نظر آزادی بيان و مطبوعات تونس، ليبی، سوريه، ايران
و عربستان سعودی، از جمله کشور های سرکوبگر جهان در عرصه
آزادی بيان و مطبوعات هستند.
• در بدترين رژيم های خودکامهی
منطقه که عبارتند از ايران، سوريه، عربستان سعودی، ليبی و
تونس، دستگاه های امنيتی متنوع هر ابتکار در گزارشگری
صادقانه رويدادها و اقدام به تحقيق در باره ی موضوعات حساس
چون فساد حکومتي، اسلام گرايي، تابو های اجتماعی و مذهبی و
يا مناسبات با امريکا را تحت تعقيب قرار می دهند
سه شنبه ١٣
ارديبهشت ١٣٨۴ – ٣ مه ٢٠٠۵
پنجاه و سه
روزنامه نگار در سال دوهزار و چهار به هنگام انجام وظيفهی
شان کشته شده اند. از سال هزار و نهصد و نود و پنج و بعد
از کشتار پنجاه روزنامه نگار در الجزاير بدست افراطيون
اسلامی اين تعداد بی سابقه بوده است.
هرچند نيمی از کشته شدگان در عراق به خاک افتاده اند اما
فقط اين کشور نيست که قتلگاه روزنامه نگاران است، شانزده
خبرنگار در آسيا کشته شدهاند و تقريبا همه نيز برای موضع
گيری و اطلاع رسانی در باره فساد و ارتشا نمايندگان مجلس و
يا در بارهی باندهای بزرگ تبهکاران، گزارش و تحقيق در
باره ی اين موضوعات در بنگلادش، فليپين و سريلانکا برای
روزنامه نگاران مرگ آفرين شده است.
در آنسوی زمين و در قاره ی امريکا خشنونت بالا گرفته است.
قاچاقچيان مواد مخدر و سياستمداران فساد به هيچ عنوان
علاقمند مورد اتهام قرار گرفتن توسط مطبوعات نيستند و
اينگونه در برزيل، کلمبيا، پرو، مکزيک و نيکاراگوئه اطلاع
رسانی روزنامه نگاران به قيمت از دست دادن جانشان تمام
شده است.
در آفريقا که قتل نماينده گزارشگران بدون مرز در گامبيا
ديدا حيدارا در دسامبر دوهزار و چهار يادآور دردناک اين
امر بود که اين قاره همواره در معرض بروز وقايع خشونت بار
است. اين اولين بار بود که يکی از نمايندگان محلی
گزارشگران بدون مرز به قتل می رسيد.
کشتن يک روزنامه نگار تنها وسيلهی به سکوت وادار کردن
صداهای مخالفی که گوش رهبران اقتدارگرا را میآزارد نيست.
در اول ژانويهی دوهزار و پنج در جهان صد و هفت روزنامه
نگار از آزادی خود محروم بودند. چين بزرگترين زندان
روزنامه نگاران در جهان است با بيست و شش روزنامه نگار در
پشت ميله های زندان وسپس در مقام دوم کوبا با بيست و دو
روزنامه نگار زندانی قرار دارد.
در خاورميانه و مغرب و در ايران اطلاع رسانی حرفهای پر
مخاطره است. در اين منطقهی که با تروريسم و جنگ عجين شده
است، روزنامهنگاران محلی در فضای پر وحشت سرکوب به انجام
وظيفه خود می پردازند و روزنامه نگاران خارجی که برای
گزارشگری رويدادها زندگی و امنيتشان در خطر قرار می گيرد.
در اين مجموعه ناهمخوان کشورها که از مراکش تا ايران است،
قوانين جاري، احکام حکومتی دولتها و قانون مطبوعات اولين
موانع بر سر راه استقلال رسانه ها هستند. عليرغم پيدايش
شبکه های ماهواره ای عرب زبان در اواخر دههی نود که
معرفترين آنها شبکه ی قطری الجزيره است. اما راهبردهای
اقتدارگرايانه و فسادی که قدرت های حاکمه را فلج کرده است
مانع گسترش اطلاع رسانی واقعی است. در عوض رسانه های
اسرائيلی که از تضين قانونی و قضايی حقوق خود بهرمند اند
از مشخصه ی پويايی و روحيه ای تهاجمی برخوردارند. در سال
دوهزار و چهار، به اتهاماتی نظير "افترا"، "توهين به
مسئولان حکومتي"، "توهين به اسلام" و بالاخره "انتشار کذب"
بيست و هفت روزنامه نگار زندانی شده اند که بيش از نيمی از
آنها در ايران بوده است. مجازات زندان در اين منطقه همچون
شمشير داموکلسی است بر بالای سر روزنامه نگاران. به همين
دليل بخشی از اين روزنامه نگاران به خودسانسوری و يا تمکين
پناه می برند. بيشتر دولت های عرب حسودانه انحصار راديو و
تلويزيون را در دست خود حفظ کرده اند.
وقتی که کنترل دولتی اطلاعات برای تحميل "خطوط قرمز" و
مقابله با خواست های دمکراتيک مردم کفايت نمی کند، قدرت
های حاکم از توسل به تهديد و شکنجه ابا ندارند. در بدترين
رژيم های خودکامهی منطقه که عبارتند از ايران، سوريه،
عربستان سعودی، ليبی و تونس، دستگاه های امنيتی متنوع هر
ابتکار در گزارشگری صادقانه رويدادها و اقدام به تحقيق در
باره ی موضوعات حساس چون فساد حکومتي، اسلام گرايي، تابو
های اجتماعی و مذهبی و يا مناسبات با امريکا را تحت تعقيب
قرار می دهند.
با بيست و يک روزنامه نگار کشته شده در سال دوهزار و چهار،
خاورميانه قتلگاه روزنامه نگاران محلی و خارجی بود. نيمی
از روزنامه نگاران کشته شده در جهان در سال گذشته در
خاورميانه به قتل رسيدهاند. عراق اصلی ترين سرچشمهی خطر
برای روزنامه نگاران است. نوزده نفر از آنها در اين کشور
به هنگام گزارشگری از شورشيان عراقی و در شرايط هرج و مرج
حاکم بعد از سرنگونی صدام حسين توسط ايالات متحده کشته شده
اند. روزنامه نگار ايتاليايی انزو بالدونی که توسط ارتش
اسلامی عراق به گروگان گرفته شده بود در شب بيست و هفت
اگوست اعدام شد. در اين مدت شانزده روزنامه نگار در عراق
ربوده شدند که به وسيله ای برای شانتاژ سياسی و يا اقتصادی
تبديل گرديدند.
در ميان صد و شصت و هفت کشور رده بندی سال گذشته ی
گزارشگران بدون مرز از نظر آزادی بيان و مطبوعات تونس صد و
پنجاه و دو، ليبی صد و پنجاه و چهار، سوريه صدوپنجاه و
پنج، ايران صد و پنجاه و هشت و عربستان سعودی صد و پنجاه و
نه، از جمله کشور های سرکوبگر جهان در عرصه آزادی بيان و
مطبوعات هستند.
• گزارش ساليانه ی گزارشگران بدون مرز – ايران در سال دو
هزار و چهار
درطی سال دو هزار و چهار وضعيت آزادی مطبوعات در ايران روز
به روز بدتر شده است، ايران در عرصه آزادی مطبوعات از جمله
ده کشور سرکوبگر جهان است. در اين کشور خطرات بسياری
روزنامه نگاران را تهديد ميکند و به هنگام دستگير مورد
آزار و بد رفتاری قرار ميگيرند. ايران از سالها پيش
بزرگترين زندان خاورميانه برای روزنامه نگاران است.
از بهار هزار و سيصد و هفتاد و نه که سرکوب وسيع مطبوعات
توسط دستگاه قضايی آغاز شد و به توقيف بيش از صد روزنامه و
نشريه اصلاح طلب نزديک به جناح رئيس جمهور محمد خاتمی و
نشريات مستقل انجاميد، تا به امروز روحانيون محافظه کار و
قدرت حاکم سرکوب آزادی مطبوعات را متوقف نکرده اند.
روزنامه نگاران توسط دستگاه قضايی و وزارت اطلاعات احضار و
مورد تهديد قرار می گيرند. گاه اين احضار و تهديدها به
اشکال غير رسمی و غير قانونی انجام می گيرند. بسياری از
روزنامه نگاران با سپردن وثيغه های سنگين که خانواده و
دوستان آنها را در مضيقه مالی قرار می دهد و گاه برای
پرداخت اين وثيغه مجبور به فروش اموال خود می شوند، آزادی
موقت خود را بدست می آورند. اما آنها همچنان تحت تعقيب و
يا محکوميت قضايی می مانند.
در انتخابات اسفند ماه هزار و سيصد و هشتاد و سه جناح
محافظه کار اکثريت را در مجلس اسلامی بدست آورد، با
برگزاری اين انتخابات آقای خاتمی کل قدرت را به ولی فقيه
آيت اله خامنه ای واگذار کرد.
موضوعات بسياری در ايران ممنوعه محسوب می شوند و نوشتن در
باره آنها برای روزنامه نگاران خالی از خطر نيست. از جمله
مسائل مربوط به مناسبات با امريکا، پرونده ی مذاکرات هسته
اي، در باره ی اسلام، مذهب و سنن، روحانيت و روحانيون
معترض و ..... نزديک شدن برگزاری انتخابات رياست جمهوری در
خرداد هزار و سيصد و هشتاد و چهار و رقابت نه تنها در ميان
جناح اصلاح طلب و محافظه کاران که در درون هرجناح فضای
سياسی را به شدت مسموم کرده است. يکی از معضلات روزنامه
نگاران خط های قرمز متغيری هستند که فهميدن و رعايت آنها
هم دشوار و هم اجتناب ناپذيرند.
دستگاه قضايی که در اختيار محافظه کاران است اصلی ترين
ابزار سرکوب مطبوعات است. سعيد مرتضوی دادستان عمومی و
انقلاب تهران گرگ درنده ای برای روزنامه نگاران ايرانی است
و در رابطه با پرونده ی زهرا کاظمی خبرنگار ايرانی تبار
کانادايی نقش مزورانه ای بازی کرد.
امسال نيز ده ها روزنامه و نشريه چه به شکل موقت و چه دائم
توقيف شدند. در اوائل بهمن ماه هشت روزنامه اصلاح طلب: ياس
نو، شرق، نسيم صبا، آفتاب يزد،اعتماد، مردمسالاری و
همبستگی از سوی مقامات قضايی به دليل انتشار اخبار تحصن
نمايندگان مورد تهديد قرار گرفتند. دادستان تهران سعيد
مرتضوی از معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد رسما درخواست کرده
بود که به اين روزنامه ها به اتهام "ايجاد اختلاف" اخطار
داده شود. چند روز بعد دادستان تهران دوباره تهديد کرد که
"هر روزنامه ای که اقدام به طرح مساله تحريم انتخابات کند
توقيف خواهد شد." در هيجده بهمن، هفته نامه ی حديث کرمان
به دليل انتشار اخباری در باره ی قتل های زنجيره ای کرمان
که توسط نيروهای انتظامی و بسيج انجام شده بود، توقيف شد.
در پانزده بهمن، هفته نامه ی نوانديش، با حكم شعبه هفت
دادگاه تجديد نظر استان خراسان به مدت يكسال توقيف شد.
در نوزده تير ماه، ماهنامه ی آفتاب توقيف شد. ماهنامه
آفتاب نشريه ای بود که با همکاری برخی از روشنفکران و
نويسندگان آزاديخواه ايران و به سردبيری عيسی سحرخيز از
سال هزار و سيصد و هشتاد انتشار خود را آغاز کرده بود. اين
ماهنامه بارها به دليل انتشار مطالبی در نقد حکومت مورد
تهديد قرار گرفته بود و سردبير آن عيسی سحرخيز بارها به
دادگاه احضار و بازداشت شده است. در پی توقيف آفتاب عيسی
سحرخيز مجددا به دادگاه احضار شد.
شنبه بيست و هفت تير ماه روزنامه ی وقايعه اتفاقيه "برای
مدت نامعلومي" توقيف شد. از جمله اتهامات اين روزنامه
"توهين به مقامات مسئول، نشر اکاذيب و ..." است اما در اصل
به دليل همکاری بخشی از روزنامه نگاران روزنامه ی توقيف
شده ی ياس نو با اين روزنامه تعطيل شد.
در همين روز در پی احضارمحمد جواد خرم مدير مسئول روزنامه
ی جمهوريت به دفتر دادستان تهران، جمهوريت با تهديد مجبور
به عدم انتشار شد. سعيد مرتضوی برای ادامه کار جمهوريت،
ليستی از روزنامه نگاران اين روزنامه را به مدير مسئول
ارائه و از وی خواسته بود تا به همکاری آنان با اين
روزنامه پايان دهد. در صدر اين ليست عمادالدين باقی سردبير
جمهوريت و روزنامه نگار مشهور و فعال حقوق بشر در ايران
قرار داشت. روزنامه ی جمهوريت يک روز پيش از تعطيلی
اجباريش تيتر اول خود را به پرونده ی زهرا کاظمی اختصاص
داده بود و تنها روزنامه ايران بود که صفحاتی را به حقوق
بشر اختصاص می داد.
در سال گذشته مطبوعات کرد زبان و آذری نيز با اتهاماتی
نظير "نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي، طرح مسائل
قومي- نژادی به نيت تجزيه طلبانه" از توقيف مصون نماندند.
از جمله هفتهنامه پيام مردم كردستان و روزنامهی ندای
آذرآبادگان را ميتوان نام برد. در آغاز سال دوهزار و پنج
جز تعداد معدودی روزنامهی غير وابسته و مستقل در ايران
مطبوعات وجود ندارد.
از سوی ديگر گزارشگران خارجی که می خواهند به ايران سفر
کنند بايد از پيش موضوع گزارش خود و همچنين مناطقی را که
می خواهند بازديد کنند را تعيين و به اطلاع مقامات برساند
و اگر شانس ياری کند موفق به دريافت ويزا خواهند شد. بعد
از ورود به ايران نيزکنترل و تحت نظر داشتن روزنامه نگاران
خارجی از سوی مقامات با ممنوعيت رفتن به برخی از مناطق و
کنجکاوی در باره ی برخی موضوعات ادامه پيدا می کند. اخراج
دان دلوس روزنامه نگار روزنامه ی انگليسی گاردين در تهران
از جمله اين موارد است . وی بعلت رعايت نکردن اخطار مقامات
مسئول و سفر غير مجاز به شهر زلزله زدهی بم از کشور اخراج
شد. دان دلوس پيش از اين مقالاتی از نارضايتی مردم بم و
ناتوانی مقامات در انجام خدمات رسانی منتشر کرده بود.
• چيرگی مصونيت از مجازات
در رابطه با پرونده ی قتل زهرا کاظمی خبرنگار کانادايی
ايرانيتبار در تير ماه هزار و سيصد و هشتاد و دو که در
مدت بازداشت جان سپرد، دستگاه قضايی بار ديگر دورويی و
تزوير خود را آشکارا نشان داد. زهرا کاظمی در دوم تير ماه
در حين عکسبرداری از تجمع خانواده های زندانيان در مقابل
زندان اوين بازداشت شده بود، اين روزنامه نگار در مدت
بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و در اثر ضربات وارده
در بيست تير در بيمارستان نظامی بقية الله جان سپرد . پس
از تلاش اوليه در پنهان کردن علت واقعی مرگ اين روزنامه
نگار، مقامات رسمی ايران در بيست و پنج تير اعلام کردند که
زهرا کاظمی در اثر "ضربه ی مغزی" در گذشته است.
تحت فشار افکار عمومی بين المللی و دولت کانادا مقامات
قضايی ايران مجبور شدند، دوشنبه اول مهرماه هزار و سيصد و
هشتاد و دو با انتشار اطلاعيهای يکی از ماموران وزارت
اطلاعات بهنام رضا اقدام احمدی را که در بازجويی زهرا
کاظمی خبرنگار ايرانيتبار کانادايی شرکت داشته است به
"قتل شبه عمد" متهم کنند. اين "متهم" نيز در به اصطلاح
دادگاهی که در روزهای بيست و هفت و بيست و هشت تير ماه
هزار و سيصد و هشتاد و سه در تهران برگزار شد، محاکمه و
سپس با رای شعبهی هزار و صد و پنجاه و هشت دادگاه جزايی
تهران تبرئه شد. در جريان اين دادگاه به وکلای خانواده ی
کاظمی اجازه داده نشد تا شهود خود را که برخی از آنها از
مسئولان بلند پايه دستگاه قضايی ايران بودند برای روشن شدن
حقايق به دادگاه دعوت کنند، ازجمله محمد بخشی معاون سعيد
مرتضوی در زندان اوين و خود دادستان عمومی و انقلاب تهران
که شخصا در بازجويی از زهرا کاظمی شرکت و بنا به گفته ی
بسياری از شاهدان در ماجرای قتل اين روزنامه نگار دخالت
مستقيم داشته است. چند روز پس از اين مضحکه ی عدالت،
دستگاه قضايی بر خلاف نتايج همهی تحقيقات و نظر
کميسيونهای تحقيق علت مرگ زهرا کاظمی را "سانحه" اعلام
کرد.
• بازگشت به راهحل زندان: چند نمونه از واقعيت دستگيری و
زندان
در ايران روزنامه نگاران بی وقفه قربانی دستگيریهای
خودسرانه هستند و بهای رها شدن از زندان را با پرداخت
وثيقههای سنگين می پردازند. اين وثيقه سپس شمشير داموکلسی
ست بر سر آنها برای وادار کردن به سکوت و خودسانسوري. در
طی سال گذشته در ايران سيزده روزنامه نگار بازداشت و
زندانی شدهاند. تا اول ژانويه ی دوهزار و پنج از اين
تعداد ده نفر همچنان در زندان بسر می بردند.
بيست و شش دی هزار و سيصد و هشتاد و دو انصافعلی هدايت
روزنامه نگار مستقل و همکار بسياری از روزنامه های اصلاح
طلب، به دستور شعبه يک دادگاه انقلاب اسلامی تبريز بازداشت
شد. در بيست و شش فروردين ماه هزار و سيصد و هشتاد و سه با
حکم شعبه يک دادگاه انقلاب اسلامی تبريز، به هيجده ماه
زندان، يك سال حبس به اتهام "توهين به مقامات ارشد نظام" و
شش ماه حبس به اتهام "تبليغ عليه نظام" محكوم شد. سه شنبه
بيست و دو ارديبهشت هزار و سيصد و هشتاد و سه، شعبه دادگاه
تجديد نظر دادگستری تبريز حکم محکوميت انصافعلی هدايت را
تاييد کرد. اين روزنامه نگار با آنکه وثيقه پرداخت کرده
بود همچنان در زندان ماند و دراعتراض به ادامه بازداشت غير
قانونی خود به اعتصاب غذا دست زد. انصافعلی هدايت بيمار
است، در آن زمان آفای دادخواه وکيل ايشان اعلام کرده بودند
در" وضعيت وخيمي" بسر می برد.
هيجده اسفند هزار و سيصد و هشتاد و دو محسن سازگارا که
برای معالجات پزشکی در خارج از کشور بسر می برد، توسط
وکلای خود مطلع شد که شعبهی سی و شش دادگاه تجديدنظر
تهران حکم محکوميت وی را تائيد کرده است. اين روزنامه نگار
در بيست و چهار خرداد ماه سال هزار و سيصد و هشتاد و دو در
منزلش دستگير و در مدت صد و ده روز بازداشت بيش از هفتاد
روز آنرا در اعتصاب غذا بسر برد. در مهر ماه توسط شعبه
بيست و شش دادگاه انقلاب اسلامی که به شکل غير علنی برگزار
شد، برای بخشی از اتهاماتش به يکسال زندان محکوم شد.
اتهامات اين روزنامه نگار "اقدام بر عليه امنيت ملی و
تبليغ بر عليه نظام و توهين به مقامات مسئول نظام " اعلام
شده بود. سازگارا با پرداخت ششصد ميليون تومان وثيغه آزاد
شده بود.
بيست و هشت اسفند ماه مصطفی سبطی مدير مسئول هفته نامه ی
گرگان امروز، زندانی شد. " تخلف مطبوعاتي" اين روزنامه
نگار انتشار نامهای از اهالی يک محله خطاب به مسئولان
كشور در اعتراض به تملك زمين های جنگلی در شهرك تالار از
سوی دادگستری بود و قضات همين دادگستری که شاکی روزنامه
نگار هستند ايشان را به سه ماه حبس قطعی و چهار ماه تعليقی
محکوم کرده اند. در هيجده ارديبهشت هفته نامه گرگان امروز
توقيف شد. مصطفی سبطی در خرداد ماه آزاد شد.
دوازده فروردين هزار و سيصد و هشتاد و سه سيامک پورزند هفت
و پنج ساله ، همکار بسياری از روزنامه های مستقل که در ده
آبان ماه هزار و سيصد و هشتاد دستگيرشده بود در زندان دچار
حملهی قلبی شد و به مدت سی و شش ساعت در حالت اغما بسر
برد. وی محکوم به يازده سال زندان است، اين روزنامه نگار
در مدت بازداشت و بازجويی شديدا مورد شکنجه و فشار های
روحی قرار گرفته است. دوشنبه سی و يک فروردين و در پی حمله
قلبی ديگری با پاهای زنجير شده به تخت در بيمارستان مدرس
بستری شد. وی از تغييرات شديد و پيشرفته در ديسکهای ستون
فقرات بويژه در ناحيه گردن که بطور دائم باعث ايجاد درد در
گردن و کمر ميشود رنج می برد تا پيش از بستری شدنش در
بيمارستان نيمه فلج و قادر به انجام دادن فعاليتهای بدنی
عادی روزمره خود نبود وی هم اکنون تحت درمان پزشکی قرار
دارد.
دوازده ارديبهشت هزار و سيصد و هشتاد و سه رضا عليجانی،
سردبير محله توقيف شده ايران فردا و برنده دهمين جايزه
گزارشگران بدون مرز ايران و بنياد فرانسه در سال دو هزار و
يک در آستانه ی "مرخصي" چند روزهی خود اطلاع يافت که
"دادگاه تجديد نظر" پرونده ی مربوط به سال هزار و سيصد و
هشتاد و دو وی و دو همبند ديگرش هدی صابر عضو تحريريه
ايران فردا، و تقی رحمانی روزنامه نگار هفته نامه توقيف
شده اميد زنجان بدون حضور متهمان و وکلايشان، برگزار شده
است. در اين به اصطلاح دادگاه رضا عليجانی به چهار سال
زندان، هدی صابر به پنج سال و نيم و تقی رحمانی به هفت سال
زندان محکوم شده اند. اين سه روزنامه نگار بيست و پنج
خرداد ماه هزار و سيصد و هشتاد و دو به دستور سعيد مرتضوی
دادستان تهران بدون هيج دليلی دستگير و به مدت سه ماه در
سلول انفرادی بسر بردند. پرونده ی آنها نمونه ای از ابهام
و تيرگی صدور احکام در دستگاه قضايی ايران است.
بيست و هفت ارديبهشت عيسی سحرخيز مديرمسئول ماهنامه آفتاب
به شش ماه تعليق از فعاليت مطبوعاتی و پرداخت مبلغ دو
ميليون ريال جزای نقدی محکوم شد. شعبه هفتاد و شش كيفری
استان تهران سه ماه بعد از محاکمه ی اين روزنامه نگار حکم
خود را صادر کرد. اين محکوميت در رابطه با انتشار ترجمه ی
مقالهای است با عنوان "درسهايی از ايران" به قلم نويسنده
ی اسرائيلی "باری روبين" که در شماره بيست و هشت آفتاب
منتشر شده است. اين مقاله در باره ی انقلاب بهمن پنجاه و
هفت ايران است و در آن باری روبين انتقاد آيت الله خمينی
را از مناسبات رژيم شاه با غرب نادرست خوانده است. دستگاه
قضايی ايران اين انتقاد را " توهين به آيت الله خمينی "
قلمداد کرده است.
شانزده خردادماه هزار و سيصد و هشتاد و سه عباس کاکاوند
روزنامه نگار به اتهام "نشر اکاذيب" برای انتشار مقالاتی
در افشای "فساد، رانت خواری و زدوبندهای مالي" برخی از
رهبران محافظه کاران در روزنامه های اصلاح طلب و سايت خبری
گويا به شعبه شش بازپرسى دادسراى ويژه جرايم كاركنان دولت
و رسانه ها احضار شده بود. اين روزنامه نگار با سپردن ده
ميليون ريال وثيغه در تاريخ نوزده خرداد ماه آزاد شد. اما
پروندهی وی با شکايات متعددی مفتوح است.
بيست و شش خردادماه هزار و سيصد و هشتاد و سه محمد صديق
كبودوند به شعبه اول دادگاه عمومی سنندج احضار و پس از
تفهيم اتهاماتی چون "نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي،
طرح مسائل قومي- نژادی به نيت تجزيه طلبانه" برای انتشار
مطالبی در باره ی کردستان از جمله "چاپ مطلب و عكسی از
قاضی محمد" روانه ی زندان گرديد. با اينکه برای مدير مسئول
پيام مردم كردستان قرار وثيقه هفتاد ميليون ريالی صادر شده
است، اما مسئولان دادگاه به بهانه های مختلف از جمله سفر
قاضی از پذيرش وثيقه خودداری ميكردند. اين روزنامه نگار
شنبه اول تير ماه از زندان آزاد شد.
هفت شهريور ماه آرش سيگارچی روزنامه نگار گيلان امروز توسط
وزارت اطلاعات احضار و به مدت دو روز برای فعاليت های
مطبوعاتی اش تحت بازجويی قرار گرفته است. اين روزنامه نگار
در وبلاگ خود به نام پنجره ی التهاب نيز نوشته هايش را
منتشر می کند. آرش سيگارچی يک روز پيش از احضار در پنجره ی
التهاب مطلبی در باره مراسم يادمان خانواده های زندانيان
سياسی اعدام شده در سال شصت و هفت که در گورستان خاوران
برگزار شد، منتشر کرده بود.
از اواخر شهريور تا آبانماه موجی از دستگيری در ايران آغاز
شد. بيش از بيست نفر از مسئولين و کارکنان شرکت های خدمات
دهنده اينترنتی دستگير شدند، بخشی از اين افراد در بخشهای
فنی با سايتهای خبری همكاری داشتند از جمله سايت رويداد.
همچنين در اين ميان هفت روزنامه نگار ايرانی نيز بازداشت
شدند. از جمله جواد غلام تميمي، اميد معماريان، حنيف
مزروعي، بابک غفوری آذر، شهرام رفيعزاده، فرشته قاضی و
محبوبه عباسقلی زاده. بابک غفوری آذر پس از چهارده روز
بازداشت غير قانوني، سه شنبه سی و يک شهريور آزاد شد و
بقيه اين روزنامه نگاران به جز جواد غلام تميمی در آبان و
آذرماه با سپردن وثيغه آزاد شدند. برخی از اين روزنامه
نگاران همچون اميد معماريان، شهرام رفيعزاده و روزبه
ميرابراهيمی پس از آزادی نيز مرتبا از سوی بازجويان و
مقامات رسمی احضار شده و مورد بازجويي، تهديد و آزار قرار
گرفتند. اين دستگری ها توسط اداره اماکن که بازوی عملياتی
سرويس های اطلاعاتی قوه قضاييه و به دستور سعيد مرتضوی
دادستان تهران انجام گرفته بود.
پانزده آذر اميد معماريان، شهرام رفيعزاده، روزبه
ميرابراهيمی که به تازگی از زندان آزاد شده بودند و جواد
غلام تميمی که هنوز زندانی است. دريک به اصطلاح کنفرانس
مطبوعاتی سازمان داده شده در محل خبرگزاری وابسته به
دستگاه قضايی شرکت و اعلام کردند که در دوران بازداشت خود
با آنها خوش رفتاری شده است. گزارشگران بدون مرز "اين
نمايش های مضحک و شرم آور" را محکوم و آن را تحت فشار
نهادن علنی و واضح روزنامه نگاران از سوی مسئولان قضايی –
امنيتی اعلام کرد.
خانواده ی روزنامه نگاران تبعيدی نيز در ايران برای به
سکوت وادار کردن اين روزنامه نگاران تحت تعقيب قضايی قرار
می گيرند. سعيد مطلبی پدر روزنامه نگار تبعيدی سينا مطلبی
در تاريخ هيجده شهريور در تهران بازداشت و به مدت ده روز
گروگان گرفته شد. وی در تاريخ سه شنبه بيست و نه شهريور
آزاد شد.
در آبانماه روزنامه ی کيهان با انتشار نام برخی از روزنامه
نگاران در تبعيد که با راديو فردا و بی بی سی گفتگو کرده
اند و يا مقالاتشان در سايت گويا و رويداد منتشر شده است
آنها را به "تشکيل شبکه ای برای دشمن" و همکاری با سازمان
جاسوسی امريکا متهم کرد. در مقاله ای با امضای حسين
شريعتمداری به نام "خانه ی عنکبوت" به گونه ای که مشخص
باشد نام برخی از روزنامه نگاران "مشکوک" به همکاری با
"شبکه ی دشمن" در ايران نيز آورده شده است، از جمله سه
روزنامه نگار دستگير شده در همان زمان روزبه ميرابراهيمي،
حنيف مزروعی و شهرام رفيعزاده. حسين شريعتمداری بازجو و
شکنجه گر بسياری از زندانيان سياسی و روشنفکران ايرانی در
زندان اوين است و از سوی شخص آيت اله علی خامنه ای بعنوان
نماينده وی در روزنامه کيهان منصوب شده است.
روزنامه نگاران ايران بطور دائم قربانی دستگيری های
خودسرانه هستند و در سال ميلادی گذشته بيش از از شصت
روزنامه نگار توسط مسئولان امنيتی – قضايی احضار و مورد
بازجويی قرار گرفته اند. شاکيان به اصطلاح خصوصی اين
روزنامه نگاران يا دستگاه قضايی و يا وابستگان به آن
هستند. بخشی از اين احضار ها توسط وزارت اطلاعات و به شکل
غير قانونی انجام شده است.
در سال ميلادی دو هزار و چهار در ايران
يک روزنامه نگار مضروب و مجروح شده است.
سيزده روزنامه نگار بازداشت و زندانی شدهاند.
چهار روزنامه نگار بازداشت موقت، بيش از شصت روزنامه نگار
توسط مسئولان امنيتی – قضايی احضار و مورد بازجويی قرار
گرفتهاند.
پنج روزنامه نگار تهديد و مورد آزار قرار گرفته اند.
بيش از بيست نشريه و روزنامه توقيف و يا قربانی سانسور شده
اند.
و دو روزنامه نگار خارجی از کشور اخراج شده اند.
گزارشگران بدون مرز سه می سيزده ارديبهشت روز جهانی آزادی
مطبوعات را به همهی روزنامه نگاران ايرانی به ويژه دوازده
روزنامه نگار و وبنگار که در دفاع از آزادی بيان ومطبوعات
و برای اطلاع رسانی در زندان بسر می برند تبريک می گويد
منبع اخبار روز
|