گگزارشی  در مورد پناهندگان کرد ايرانی در ترکيه از بدو ورود تا حالا

 

معقوله پناهندگی در سالهای اخير وارد بعد ديگری  از معادلات بين المللی شده‌ و واژه‌ء پناهنده با تمام تعاریفش بسيار پيچيده تر شده  است. حالا ديگر همانند  قديم پناهنده به‌ سادگی از طرف کميساريای عالی پناهندگان ودر آخر از طرف کشورهای پناهنده پذير مورد قبول قرار نمی گيرد. حدود چهار سال است که ۱۲۰۰ نفر از کردهای ايرانی که مدت زمانی از عمرشان را در احزاب سياسی و اپوزوسيون کرد در کردستان عراق مشغول مبارزه علنی دربرابر رژيم ديکتاروری جمهوری اسلامی بوده‌ و هر کدام بنا بر دلايلی مجبور به ترک سنگر مبارزه شده واز طريق مرز شمال عراق وارد خاک ترکيه شده‌اند. اين دسته از پناهندگان که به پناهندگان شمال عراق معروفند تا کنون عملا از طرف  [unhcr] هيچ اقدامی برای انتقال و اسکانشان در کشوری ديگر صورت نگرفته است. هر چند از طرف اين سازمان کارت قبولی پناهندگی را دريافت کرده اند. ولی هنوز مصاحبه کشوری نشده و اصولأ کمیساریای عالی سازمان ملل در ترکیه‌ پرونده‌های این گروه از پناهندگان را به‌ کشورهای پناهنده‌ پذیر ارجاع نداده‌ است . هرچند چالشهای بزرگی را در پيش رو داريم از جمله وزارت کشور و دولت ترکيه  بزرگترين مانع و سد در مقابل خروجی اين پناهندگان میباشند . طبق گفته خانم گيشه مدير کميساريای عالی پناهدگان در ترکيه در سال ۲۰۰۰ هنگاميکه يکدسته ديگر ازاین پناهندگان از  شمال عراق وارد ترکیه‌ شدند که شامل ۶۰۰ کيس بودند، " يو- ان" ترکيه و ژنو به دولت ترکيه تعهد داده بودند که اين ۶۰۰ کيس آخرين دسته از گروه موسوم به‌ شمال عراقیها خواهد بود که از طرف اين سازمان از خاک ترکيه خارج وبه کشوری ديگر انتقال می يابد. بله با اين تعهد بود که آن دسته از دوستان از خاک ترکيه خارج شدند و هنگاميکه جمعی ديگر از شمال عراق وارد ترکيه شدندو يو- ان با دریافت امضا وتعهد نامه از تک تک افرادی که وارد ترکيه شدند، آنها را مورد پذيرش قرار داد. در اين تعهد نامه پناهندگان متعهد شده‌اند که از دفتر کميساريای عالی پناهندگان هيچ انتظاری برای کمک از جمله کمک پزشکی ، مالی  و در نهايت انتقال ندارند. که اين خود بزگترين ظلمی بود که از روز اول توسط اين سازمان متوجه پناهندگان شد. بعد از پذيرش حدود يکسال ونيم گذشت تا اين سازمان [يو- ان] اقدام به پيش مصاحبه و مصاحبه اصلی از پناهندگان کرد.و با اين کار نهال اميد را در دل پناهندگان سياسی کرد کاشت که شايد راهی برای انتقال وخروج ما از ترکيه پيدا شده باشد. در تاريخ  ۴/۱۲/۲۰۰۳ از طرف دفتر کميساريای عالی پناهندگان در شهر وان ترکيه به کليه پناهندگان کارت قبولی داده شد و ما بطور رسمی وقانونی از طرف اين سازمان بعنوان پناهنده شناخته شديم. ولی نا گفته نماند که هنگام ارائه کارت قبولی گفتند که هيچ برنامه ای برای انتقال ما به کشوری ديگر در دست اجرا نيست و تاکنون پناهندگان سياسی کرد در ترکيه که از شمال عراق به اين کشور وارد شده اند کماکان در بلا تکليفی به سر ميبرند. طی اين مدت چندين بار پليس ترکيه اقدام به ديپورت ما کرده که بار اول در وان حدود ۲۰ نفر از اين پناهندگان را بازداشت  و به مرز ايران ديپورت کردند. که با عکس العمل فوری احزاب سياسی کرد مواجه شد. .يک بار هم در شهر چانکری پليس ۳۰ نفر از اين پناهندگان را به‌ منظور ديپورت به ايران سوار اتوبوس کرد که باز هم با دخالت سريع احزاب سياسی کرد اين ديپورت صورت نگرفت. اين نگاهی کوتاه و مختصر بود به وضع حقوقی و خطراتی که از بدو ورود تاکنون شامل ما شده است. حال جای دارد از مواضع احزاب سياسی کرد وسازمانها و تشکلهایی که در اين مدت به نحوی برای نجات ما فعاليت نموده اند هم نامی ببريم. حزب دمکرات کردستان ايران که بيشترين تعداد اين پناهندگان از اعضای سابق اين حزب هستند تا حالا با ديدی مسئولانه نسبت به سرنوشت اين پناهندگان برخورد کرده است. اين حزب تا کنون چندين نشست مهم با کاربدستان اين سازمان و کمیساریای عالی در ژنو داشته که توانسته به نفع ما تاثير گذار باشد. نشستهای اخير آقای مصطفی هجری دبير کل اين حزب با شخصيتهای با نفوذ و مسئولین ژنو در اروپا از جمله اين فعا ليتها بوده وکماکان هم  تلاش ایشان و رهبری حزب برای باز کردن اين گرهادامه‌ دارد. حزب کمونيست ايران هم چندين نشست مهم توسط اعضای رهبريش با کاربدستان ژنو داشته که‌ در خور تقدیر و سپاسگذاری است . همچنين سازمان زحمتکشات کردستان ايران"کومله‌" هم در اين ضمينه فعاليتهای چشمگيری داشته که ما کماکان از اين احزاب کمال تشکر را داشته و داريم. اما متأسفانه مشکل ما بيشتر متوجه دولت ترکيه میباشد که حل آن توسط احزاب سياسی کرد بسی دشوار است. ولی ما از کليه احزاب سياسی کرد  تقاضا داريم که به فعاليت خود ادامه دهند. در موازات فعاليتهایی که احزاب سياسی کرد داشته‌اند  سازمانهای دفاع از حقوق پناهندگی هم حرکتهای مثبت و قابل تحسینی داشته‌اند. سازمان همبستگی با پناهندگان ايرانی به مديريت خانم پروين هدايت کمکهای شايان و قابل ذکری در اين راستا به پناهندگان کردايرانی کرده است. در طول اين چند سال از طرف اين سازمان  سه‌ بار کمک مالی برای اين پناهندگان ارسال شده‌  که توانسته تا حدی هر چند اندک هم مرحمی باشد بر فشارهای مالی واقتصادی که دامنگير اين پناهندگان بوده است . در ضمن از لحاظ حقوقی هم خانم هدايت و سازمان نامبرده نشستهای مفيد و پيگيری با کاربدستان ژنو داشته که در اين مطلب جای دارد از ايشان هم بابت زحمتشان قدردانی شود. سازمان ديگری که در کمک به اين قِسم از پناهندگان نقش دارد و کمکهای چشمگير دبير اين سازمان به طور اخص از چشم دور نمی ماند ، فدارسيون سراسری پناهندگان ايرانی به معاونت آقای فرشاد حسينی است . اين سازمان توانسته در خارج از ترکيه از لحاظ حقوقی به پناهندگان کمک نمايد وانعکاس مشکل پناهندگان توسط آقای فرشاد حسينی در سايت فدراسيون و حضور ایشان در چند جلسه اينترنتی با نمايندگان پناهندگان شمال عراقی و همفکری با آنها و فرستادن نماينده فدراسيون آقای سيروان قادری ونشست با کار بدستان [يو- ان]که اينجانب هم در آن جلسه حضور داشتم . محور اصلی اين بحث در مورد سرنوشت پناهندگان کرد ايرانی بود.و تلاش اقای فرشاد حسينی برای ايجاد يک کمپين سراسری در چهارچوب حل معضل گروه  شمال عراق از جمله‌ فعالیتهای اقای فرشاد حسينی وفدراسيون در خارج از ترکيه میباشد که جا دارد از ایشان  قدردانی بعمل آید. نهاد ديگری که در کمک به ما نقش فعال و چشگيری داشته بنياد نوروز است. اين بنياد با مديريت آقای بهمن معالی زاده توانسته از لحاظ مالی، پزشکی، و تازگی هم از لحاظ حقوقی پناهندگان را تحت پوشش خود قرار دهد.اين بنياد تاکنون توانسته چندين بارمواد غذایی را توسط نمايندگان خود در ترکيه بين پناهندگان تقسيم کند. ايجاد یک درمانگاه کوچک در وان که توسط يکی از پناهندگان کرد ايرانی ادره ميشود ونیز ایجاد کارهای دستی برای زنان پناهنده‌ درچند شهر ترکیه‌ "کاستامونو، وان، کارامان". آقای بهمن معالی زاده برای کمک به‌ حل مشکلات پناهندگان برای چندمين بار به ترکيه آمده‌ و نشست ايشان با کاربدستان وزارت کشور ترکيه و ديدارهايشان با چند تن از نمايندگان پارلمان ، آقای سلیمان دمیرل رئیس جمهور پیشین ترکیه‌  و نیز دیدار با مسئولین کمیساریای پناهندگان در مقر اصلی این سازمان در ژنو و رفتن به‌ عراق و اردن  و طی آن دیدار با وزیر کشورو وزیر دربار اردن جهت حل مشکلات حقوقی پناهندگان ایرانی در اردن ، عراق و بویژه‌ ترکیه‌  ازجمله‌  تلاشهای ايشان  برای کمک به نجات اين پناهنگان میباشد که جای دارد از ايشان و نمايندگان اين بنياد در ترکيه قدر دانی شود.

 حال لازم ميدانم در مورد شخص مجهولی که از ذکر نام و مشخصات واقعی خود ابا دارد هم سخن بگوييم. شخصی به نام جعلی پژمان فولادوند تازگی خود را مسئول کانون حمايت از پناهندگان معرفی کرده‌ است که‌ اقدام به درج اکاذيب وشايعات در داخل پناهندگان بصورت درج مطلب در سايتهایی که کارشان درج شايعه وکاشتن تخم نفاق میباشد کرده است. اين شخص در يکی از شايعاتش اول حزب دمکرات را مورد اتهامی از ريشه بی اساس قرار داد که‌  حزب دمکرات کردستان ايران در يک بياننامه جوابی دندان شکن به ايشان تقديم کرد. اين شخص بنا به اين عقده که در ترکيه در بين ۱۲۰۰ نفر پناهنده حتی ۲ نفر برای حرف ايشان ارزش قائل نيستند بنا به توصيه سياسی خط دهندگانشان خواست از فرضيه تفرقه بيانداز حکومت کن استفاده کند. در جای ديگر اين شخص ارضاء کردن عقده‌هايش را در شانتاژ علیه‌ بنياد نوروز جستجو ميکند. اين شخص ازبنياد انتقاد ميکند که يک قوطی روغن يا چند کيلو برنج يا کمک نا چيز مالی ، پزشکی، چيز قابل ذکری نيست. ولی لازم هست بگويم  اگر شما با کلاهبرداری ازپناهندگان کرد ايرانی به نام اسپانسیل به کانادا و  استراليا و... اخاذی نموده ودرآمد حاصله را خرج تفريحهای آنچنانی درآانتالیا،  انتاکيا واستانبول نموديد .که خيلی از اين پناهندگان چون فاقد اين خصوصيات ارزنده شما هستند!! متاسفانه از قدرت مالی آنچنانی مثل شما برخوردار نيستند.وا اين کمکها هرچند ناچيز ميتواند مرحمی باشد بر فشار اقتصادی ترکيه که متوجه پناهندگان است واين کمک ناچيز جای تقدير است. دوست عزيز اگر معالی زاده دزد و....است چراشما هنگاميکه شنيديد ايشان در انکارا هست با من تماس گرفته و عاجزانه خواهش نموديد تا شماره تلفن ايشان را به شما دهم تا طبق خصوصيات مداحانه خود دستمال را برايشان بدست بگيريد.وهنگاميکه گفتم من شماره ايشان را ندارم باز عاجزانه خواهش نموديد که هر وقت ایشان را ديدم به شما تک زنگی بزنم تا جاننساری خود را خدمتشان عرض کنيد. حال با ديدن اين مطالب شما خنده ام ميگیرد از اينکه روی سنگ پای قزوين را سفيد کرديد. دير جنبيدی قبل از اينکه شما فرصت تیغزنی را پيدا کنی پناهندگان شما را برای آقای معالیزاده تعريف کردند ایشان با شناختی که از شما داشت اصلا به ايميلها و تلفنهای شما پاسخ نداد. از آن زمان ايشان سلطنت طلب شد و شما مسئول کانون حمايت از پناهندگان. آقای خالی بند  و مسئول  فدارسيون مثل اينکه يادتان رفته تا حالا چند بار از دست اعضای فدراسيون در تر کيه بنا بدليل کلاهبرداری از دوستان و هم تشکيلاتيهايت کتک نوش جان فرموده ايد. جالب اينجاست که در ميان اعضای فدراسيون در ترکيه اين شخص فاقد هرگونه اعتباريست. نماينده فدراسيون از انگليس به ترکيه آمد واز ترس تيغ زدن شما به شما خبر نداد .دوست عزيز وقتی ديوار خودت از شيشه نازک تر است برای کسی سنگ برندار.ما پناهندگان کرد ايرانی در ترکيه به هيچ کس اجازه نخواهيم داد که با استفاده از تعصبات سياسی بذر کينه و نفرت ونفاق را در ميان ما بکارد. ما دست هر سازمان  و شخصیتی را به جز جمهوری اسلامی و عواملش  که قصد کمک وياری به ما  داشته باشد به گرمی ميفشاريم.ودر آخر به شما مثلا فولاد وند!!  نصيحت واخطار ميکنم در صورت ادامه اين دغل بازی اين دفعه بدور ازهر رعايتی با درج مشخصات کامل شما ود رج مدارک کلاهبردای شما از پناهندگان شما را از همينم که هستيد بی آبروتر ميکنم. شما خودتان با شناختی که از من داريد خوب ميدانيد که من اهل شعار نيستم و بايد تکليف خود را بدانيد. پس برای يکبار هم  شده‌  دوست دارم عاقل باشی و از این پس رل  مزدوران جمهوری اسلامی در ترکیه‌ را بازی نکنید.

شاهين بغدادی انکارا  ۱۲/۴/۲۰۰۵

 

  © www.peshmergekan.com

2005-05-12 19:46