هد ف و رازبلا تکليف نگهداشتن پناهنده های کرد ايرانی توسط يوئن وحکومت ترکيه در گرو چيست؟

 

آيا به حرفها و پاسخهای  مسئولين يوئن در رابطه با همکاری نکردن  حکومت ترکيه برای انتقال پناهنده ها وانداختن  تمامی تقصيرات  به عهده وگردن آنها بايداعتماد و اطمينان کرد؟
آيا يوئن و حکومت ترکيه به پناهنده هايی که از مرزهای ايران , سوريه وروسيه وارد ميشوند لقبی داده وبرای آنهاهم چنين قوانينی وضع کرده اند؟
چرا به هزاران پناهنده ای که قبلاً از خاک عراق به ترکيه آمده بودند لقب شمال عراقی  ندادند و موانع ومشکلاتی برای انتقال آنها به اين پيچيده گی وشدت بوجود نياوردند با وجوديکه يوئن عراق در آنزمان فعال بود؟
نتيجه ومحصول ۵ ساله مذکرات وجلسات يوئن با دست اندرکاران حکومت ترکيه ,فدراسيونها, بنيادها وديگر افراد تا به امروز چه می باشند؟
در اين رابطه هزاران آياها و چراهای ديگر بدون جواب و پاسخ مانده اند که جواب آنها در جلسات پشت پرده يوئن وحکومت ترکيه مطرح وبيان می شوند ولی تنها ما از آن بی خبريم.
مدت ۵ سال است  پناهنده های سياسی کرد ايرانی بخاطر بيم وهراس ازجنگ, عدم امنيت وترس و وحشت ازمزدوران و تروريست های جمهوری اسلامی وهمچنين فعال نبودن دفاتر يوئن در عراق ناچاراً وبا مشکلات وخطرات وکمبودهای فراوان خود را به مرزهای اردن ,سوريه وبه خاک ترکيه رسانده به اين اميد که حکومتهای مذبور ودفاتر يوئن مستقر در اين کشورها حامی,ناجی و مدافع  آنها باشند غافل از اينکه از چاله بيرون آمده ودر چاه افتاده اند و در اين مدت نه تنها تغيراتی اساسی وبنيادی در بهبود وضع امنيتی ومالی و روحی وروانی آنها بوجود نيامده بلکه تمامی خطرات ومصيبتهايی که از آن بيم داشته و فراری شده بودند در شکل وقيافه ديگرو به شيوهً خطرناکتر و وحشتناکتری آنها راتعقيب و تهديد کرده وميکند  وآنها هيچ چاره ای بجز اطاعت و فرمانبرداری از يوئن وپليس ترکيه واسير وزندانی شدن آنها ندارند زيرا نه راه پيشی دارند   و نه راه پسی.
نمونه های ملموس اين مسائل ترورچندين نفر در کمپهای مرز اردن وتهديدها وفشارهای  ترکيه به اين افراد ميباشدوآنها را همچون زندانيان و اسيرانی به بند وزنجير کشيده وبدون دفاع تحت نظر وفشارهای پليسی درکمپها و شهرهای مختلف  نگه داشته و روزها وسالها را در بلاتکليفی و سر گردانی سپری کرده و ميگذرانند .
اگر چه در عراق اين تهديدات سبک و شيوهً عشايری و علنی بخود داشتند ولی کم وبيش پناهنده ها هشيارانه رعايت اين مشکلات وخطرات را  کرده وحداقل آزادی نسبی داشتند اما در حال حاظر اين بلاها و خطرات نه تنهاآشکارا و علنی بلکه روش معاملاتی ودادو ستدهای مخفيانه از طرف حکومت پليسی ترکيه با سردمداران  ايرانی برای رد وبدل کردهای دو طرف به خود گرفته اند واگر به تاريخ ننگين اين دو حکومت نگاه کرده ونظر بيندازيم می بينيم که هر دوی آنها تا بحال هزاران معامله وتعويض علنی ومخفيانه و پنهانی در اين رابطه انجام داده اند.
  بر ميگرديم به موضوع سخنان و وعده های يوئن ترکيه و ميخواهيم بدانيم آيا نوری در انتهای تونل ا ين سازمان به چشم ميخورد و وجود دارد ؟
در عرض اين ۵ سال مسئولين يوئن مذاکرات وملاقاتهايی با نماينده هايی از همبستگی وهمچنين بنياد نوروز وديگر افراد  برگزار نموده و هميشه ودر همه حال شانه از زير انتقادات ومسئوليتها خالی نموده و پاسخهای تکراری و ضدو نقيضی را تحويل داده اند و تمامی تقصيرات را به حکومت ترکيه نسبت داده وآنها را سد راه و مانع پروسه های کار اين پناهنده ها ابراز کرده اند ودر اينجا اين نکته جای سئوال دارد.چرا کميساريای عالی پناهنده گان راه حل واقدامات اساسی وبنيادی برای بهبود و بر طرف کردن مشکلات اين پناهنده ها مطابق کنوانسيون ژنف در رابطه با حق و حقوق پناهنده گی که تمامی پناهنده ها در چهار گوشه جهان بجز اين افراد ازآن  برخوردارند قدمی بر نداشته  ومطابق معيارهای انسانی به آن جامه عمل نپوشانده است؟ و چرا در يکی از اين نشست ها ومذاکرات پشت پرده از نماينده های پناهنده ها دعوت به عمل نياوردند تا صداقت و راستگويی خود را ثابت کرده وپناهنده ها هم از ممانعتها ومشکلاتی که ۵ سال زندگی آنها را بدون هيچ ثمره وبهره ای به خود اختصاص داده  مطلع و آگاه ميشدند . نمونه اين جلسات در  ماه های نوامبر ۲۰۰۴ ومای ۲۰۰۵ ميباشد که يوئن و وزارت کشور ترکيه همچون گذشته جلسات را مخفيانه و در پشت پرده به اجرا گذاشته و هيچکس از نتيجه آن آگاه ومطلع نيست. 
     مسئله ديگراينکه   مسئولين اين کميساريا  بی شرمانه اعلام ميکنند  که بودجه پرداخت کمکهای مالی  اين پناهنده ها از يوئن عراق بايد تأمين شود نمی دانيم چرا از آنها پرسيده نمی شود که شعبه ودفتری ازاين سازمان در خاک عراق وجود ندارد که پناهجويان بتوانند به آنجا مراجعه کنند و اگر دفتری وجود ميداشت  هيچ   پناهنده ای راضی به تحمل کردن خطرات ومشکلات آمدن به ترکيه و  گرفتار واسيرسياستهای يوئن وحکومت پليسی ترکيه نمی شدند .
همچنين طبق خبرهای منتشر شده در سايتهای انترنتی از طرف آقای بهمن معالی زاده خطاب به پناهنده ها مطالبی  مطرح شده است که چند نکته اساسی در اين خبر مبهم و غير قابل تفهيم ميباشد وايشان بايد از اين آگاه باشند که در عرض اين ۵ سال پناهنده ها به خاطر همين  سياستهای پشت پرده يوئن وحکومت ترکيه اسير وقربانی شده اند.
اگر آقای معالی زاده ميخواهند که نظر واطمينان پناهنده ها وديگران ا به خود جلب کنند بايد شجاعانه و جسورانه تمامی نتايج مذاکرات وملاقاتهايشان را بی پرده ورک بيان کنند.
هنگامی که به سخنان ايشان نگاه ميکنيم سئوالات زيادی فکر ما را  مشغول ميکند و اگر ايشان جواب سئوالاتی که مطرح ميشوند را بدهند مسلماً ميدانيم که در اين باره پيشرفتهايی کرده ونتايج مثبتی بدست آورده اند.
چرا آقای معالی زاده جزئيات ونتايج مذاکرات خودشان را مطرح نميکنند تا پناهنده ها از مسائلی که مانع خروج آنها ميباشد آگاه ومطلع شوند؟
ايشان چه تضمينی ميدهند که يوئن و حکومت ترکيه چندين سال ديگر پناهنده ها را در بلاتکيفی نگه نميدارند زيرا در خبر منتشره مطرح کرده اند که هر ماه نماينده های اين پناهنده ها ميتوانند با يوئن ملاقات کنند آيا اين بدان معنا نيست که يوئن وحکومت ترکيه سياست خود را در اين مورد نه تنها عوض نکرده بلکه به مرور زمان به شدت آن افزوده اند؟
آقای معالی زاده نبايد اينرا فراموش کنند وقتی ميگويند از کردهای ايرانی  تعريف و تمجيد کردم يعنی مسائلی در بين ايشان وحکومت ترکيه ويوئن مطرح شده که ريشه آن  بر ميگردد به سياستهای سه حکومت سرکوبگر و جلسات متعدد آنها يعنی حکومت ايران,سوريه وترکيه که بعد از تحولات ودگرگونی های بوجود آمده در عراق ترس وبيم تجزيه ديگر نقاط کردنشين آنها را وحشت زده نموده است. زيرا هيچکدام از اين حکومت ها تا به امروز رعايت حق انسانی و ملی   اکراد  مستقر در سه کشور نکرده اند .
اگر پروسه کار اين پناهنده ها با مذاکرات به نتيجه مطلوب ميرسد چه لزوم به استخدام وکيل ميباشد در صورتيکه يوئن با وجود قدرت ونفوذ بين المللی که دارد بايستی حامی ومدافع آنها باشد؟ 
اگر به ساختار وترکيب يوئن نگاه کنيم  ميبينيم که اکثريت مسئولان آنرا افرادی ترک تشکيل ميدهند وچه اطلاعات وبرنامه هايی ميان آنها وحکومت ترکيه در مورد پناهنده های کرد ردو بدل ميشود هيچ کسی با خبر نيست و به اين دليل شايد احتياجی به استخدام وکيلی باشد ولی آقای معالی زاده بايد از استخدام سميع تجربه کسب کرده باشند و بايستی اين مسئوليت را به وکيلی خارج از کشور دادکه از تمام قوانين پناهنده گی و بين المللی آگاه باشد واگر به نتيجهای مطلوب با حکومت ترکيه ويوئن نرسيد حداقل تمامی جريانات را علناً در اختيارارگانها وسازمانهای مدافع پناهنده گی بگذارد.
حرفها وپند واندرزهای آقای معالی زاده در مورد اعتصاب غذا صحيح و درست می باشد اما تحت معيار وشرايطی که ايشان حداقل پاسخ اين سئوالات را بوضوح و روشنی بدهند.
در ضمن آقای ملی زاده بايد بدانند که اين پناهنده ها وهيچ انسان ديگری حتی خود ايشان عمر نوح وگنج قارون وصبر ايوب را ندارند که چند سال ديگر متحمل اين نابرابريها,بی عدالتی ها, استثمار وبهره کشی وظلم وستم وفشارهای يوئن و حکومت پليسی ترکيه را بکنند .

نهايتاً بايد به  مسئولان  يوئن  وحکومت ترکيه فهماند که امروز و فردا کردن و وعده های سر خرمن ديگر معنی و مفهومی ندارند. بايد به آنها ثابت کرد که بعد از گذشت ۵ سال ديگر به سخنان وحرفهای آنها اميد و اعتمادی نيست و حنای آنها ديگرهيچ رنگی ندارد. بايد به آنها اعلام کنيم که همگی از دست مستبدان وظالمان فراری شده و روی به پناهنده گی آورده ايم.  بايد به آنها بگوئيم  که ظلم وستم و بلاتکليفی حد و حدودی دارد و در نهايت بايد کار را با آنها يکسره و با آنها اتمام حجت کرد تا از آواره ای,سرگردانی و بلاتکليفی رهايی يابيم و بقول معروف  جنگ ا ول بهتر ازصلح آخر است.
علی کريمی ۲/۶/۲۰۰۵

 

  © www.peshmergekan.com

2005-06-04 19:52